ادبیات

  • واژه ها .... این واژه های لعنتی! / عاطفه اولیایی/

    یادش به خیر!  یاد آن بحث های  داغی که  بیشتر دانشجوی جهان سومی و استاد  جهان اولیش را درگیر می کرد.  دانشجو از شنیدن این که  رابطه ی بین  زبان و واقعیت یک طرفه است، زیرا که  «زبان واقعیت را رقم می زند» و .... در جلسات بعدی هم «  در خارج از متن ، هیچ وجود ندارد» ، « واقعیات ذهنی اند»،  و « نویسنده هم جان به جان آفرین تسلیم کرده است.»   و استاد  نیز ناآرام بود ...  از به چالش کشیده شدن در چنان محیط فرهنگی که بحث ها ی دامنه دار را در کلاس ( شاید  هم در واقع همه جا)  حملات شخصی،  گستاخی و رودررویی می داند و نمی پسندد.‌

    25 ژوئیه 2016
  • هفته ی پیش، مقاله ی آموزنده ی  آقای سمیعی مرا با  شعر سپانلو به نام « خانم زمان» آشنا کرد.  آن شعر را نخوانده بودم  و در این نوشته نیز در باره ی آن سخنی ندارم.  آنچه  نظرم را جلب کرد،  عنوان آن بود  که حاکی از مؤنث دانستن  و یا نمایاندن زمان بود.  فهرستی از مفاهیم دیگر که با این روش از آن ها یاد می شود برایم  تداعی شد: از خورشید خانم گرفته تا  ...   استفاده از زن به مثابه  محملی برای درک و معنا دادن به دنیا تازه نیست و قدمت آن، سخن  از مقبولیت و عادی شدنش می کند؛ گویی حضورش در تخیل، به تنهایی  دلیل محق و حتی لازم بودنش  است. در دنیای مران ( و مردانه) ، این به چه معنی است؟

    20 ژوئیه 2016
  • آیا ایرانی ها، به طور خاص تحصیل کرده های دوران مشروطه که صادق هدایت هم جزو آن ها به حساب می آید می توانستند دارای درک این همانی از سوژه و ابژه با توجه به تعریف هایدگر باشند؟  البته طبیعی است که در دوران مشروطه هنوز تازه ایرانی ها داشتند با هویت ِ خود از خلال آشنایی با دیگری رو در رو می شدند؛ ناچارا باید بین خود و دیگری و جهان خارج یک فاصله ایجاد می کردند. همان طور که گفته شد  باور داشتن به یک جهان خارج از انسان نیاز به تربیت حس های شناخت و عقلانیت برای تبیین این ابژه است.

    20 ژوئیه 2016
  • برای آنان که داستان می‌نویسند یا علاقه‌مند به خواندنِ داستان و نقدهای ادبی هستند، بارها پیش آمده که هنگامِ نقد به نویسنده توجه کرده‌باشند، نه به اثرِ خلق شده. به این معنی که خواننده و منتقد صرفن به دنبالِ یک توضیحِ قطعی و نهای است که به قولی، مفهوم و منظورِ نوشته را، آن‌طور که در ذهنِ نویسنده قرار داشته و در قالبِ کلمات جاری شده، منتقل کند. اما آیا این انتظار به‌جا است؟ آیا متن صرفن جنبه‌های هویتی و شخصیتی نویسنده را آشکار می‌سازد و تجارب و جهت‌گیری‌های او نسبت به مسائلِ مختلف، تنها معیارِ نقدِ اثرِ اوست؟

    19 ژوئیه 2016
  • ترکيه پرچم سرخي دارد. مردم اين سرزمين سرخي را نشانه ملي‌گرايي‌شان مي‌دانند. آن‌ها فقط صفر يا صد را مي‌شناسند؛ يا عشق مي‌ورزند يا نفرت. در اين خاک زندگي کردن، جايي بين صفر و صد، براي بيشتر نويسنده‌ها و هنرمندها سخت است. امروز در ترکيه سردمدار نويسنده‌هاي گير افتاده در مطلق‌گرايي فرهنگ ترکيه اورهان پاموک است. پاموک را ما با عشقش به استانبول مي‌شناسيم. کتاب‌هاي او به 56 زبان دنيا ترجمه شده و به چهار گوشه دنيا رفته‌اند. اما مردم ترکيه چقدر کتاب‌هاي او را خوانده‌اند؟ آيا نويسنده استانبول که در ايران خوانندگان و طرفداراني دارد، در استانبول هم دوست داشته مي‌شود؟

     

    18 ژوئیه 2016
  • و حال به پرسش اساسی می رسیم: آیا زندگی ِ ما معنایی دارد؟ این معنا چیست؟ جایگاه انسان بر روی  زمین کدام است؟  و اینجا است که متوجه می شویم چرا موجودات بالزاکی  چنین برای ما اطمینان بخش بودند: زیرا آنها به جهانی تعلق داشتند  که انسان، اربابش بود؛  این موجودات [مثل] کالاها و اشیائی بودند که مساله تصاحب و حفظ  و به دست آوردنشان [در کار] نبود؛ زیرا میان این اشیاء و صاحبانشان، هویتی پیوسته وجود داشت:  یک جلیقه ساده، خود، یک شخصیت بود و در عین حال یک جایگاه اجتماعی. انسان، دلیل همه چیزها، کلید کیهان، و ارباب طبیعت و مشیت الهی به حساب می آمد...

    16 ژوئیه 2016
  • امير پيش از آنکه به دنيا بيايد پدرش را از دست داده است و مادرش او را در ششسالگي تنها ميگذارد. همراه با برادر بزرگترش تحت سرپرستي خالهاش زندگي ميکند. کارهايي مانند تخمهفروشي جلوي در سينما، کنترلچي سالن سينما و آپاراتچي سينما را در آبادان تجربه ميکند. از 12 سالگي با تماشاي فيلمهاي خارجي در سينماي آبادان، به سينما و نمايش علاقه پيدا ميکند و بعد در تئاتر حافظ آبادان نقشهايي کوتاه بچهها را بازي ميکند. سالهاي اول دبيرستان را در دبيرستان رازي آبادان ميگذراند. 

    16 ژوئیه 2016
  • " قرار دلم کجا می روی " ، نام و مطلعِ شعر ترانه ای است  که جمشید ارجمند بر روی آهنگی  ساخته ی حبیب الله بدیعی ( 1312 – 1371 ) ، موسیقی دان و نوازنده ی برجسته ی ویلن که عبدالوهاب شهیدی ( 1301 - . . . ) خوانده ، سروده است  ؛ زمانی که با داوود پیرنیا  ( 1279 – 1350 ) سرپرست برنامه ی گلها همکاری می کرد .

    13 ژوئیه 2016
  • کتاب در ستایش بی سوادی نوشته هانس ماگنوس انسنس برگر، نویسنده، شاعر و روزنامه نگار مطرح آلمان، توسط نشر ماهی منتشر شده است. این کتاب مجموعه چهار مقاله مهم با عناوین «در ستایش بی سوادی»، «مهاجرت بزرگ»، «نگاهی به جنگ های داخلی»، و در نهایت «نکته هایی درباره تجمل کهنه و نو» است. با اینکه این مقالات در دهه 90 میلادی نوشته شده اند، با ارائه دیدگاهی جهانی، تاریخی و انسان شناسانه نسبت به مسائل مختلفی چون سواد، رسانه، جنگ، آوارگی، مصرف، تجمل و نقش رسانه هنوز هم دردو دهه بعد، بازتاب دهنده مسائل کنونی دنیای معاصر هستند.

    12 ژوئیه 2016
  • به رغم قدمت شعر، شمار كتاب‌هاي نظري كه به داستان كوتاه، رمان و ساير رشته‌هاي هنري اختصاص دارند به مراتب بيشتر است. شايد به اين دليل كه شعر به عرصه‌هاي ناشناخته‌اي وارد مي‌شود كه دانش پيشيني را دستخوش اعوجاج مي‌كند كه سرهم‌بندي آن كار آساني نيست. اما اولاً ورود به عرصه‌هاي ناشناخته مختص به شعر نيست و در ثاني خود مفهومي است كلي و گنگ. حس زباني به ادراك زبان‌شناختي تن در مي‌دهد اما در شكل شعر نمي‌تواند بوطيقايي فراهم آورد كه دلالت‌هاي آن جز در صور كلي بر شعر انطباق يابد. باز هم مي‌بينم بوطيقاي ديگر هنرها نيز بيش و كم از اين دست است.

    12 ژوئیه 2016

صفحه‌ها